تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
152
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
نفس را هم در بر گيرد - و مبادى مفارق از محل مانند عقول ، همه جنود مبدأ المبادى است . اقوال در معناى قدرت ذكر كرديم كه قدرت به صحت صدور فعل و لا صدور ، يعنى امكان الفعل و امكان الترك تفسير شده ، ولى اين معنى با قدرت خداوندى منافى است ؛ چون از ذاتى كه من جميع الجهات بسيط است ، نمىتوان مفاهيم متقابله اخذ كرد ؛ زيرا مفاهيم متخالفه منشأهاى متخالفه لازم دارد و حيث اينكه فرض نموديم ذات بسيط است نبايد منشأهاى متخالفه در او باشد و الّا تركيب در ذات لازم مىآيد و اين خلف است . اگر گفتيم معناى قدرت امكان الفعل و الترك و صحة الفعل و الترك است ، در مقابل فعليت كه منشأ كمال لازم دارد ، امكان كه جهت نقص است منشأ متقابل با منشأ كمال لازم دارد ، پس در ذاتى كه از آن اين دو مفهوم را انتزاع مىكنيم بايد جهات انتزاعيهء متقابله باشد ؛ يك جهت ظلمت امكانيه و يك جهت نوريهء كماليه و اين در ذات بسيط كامل صرف الوجود مستحيل است . و لكن اگر مفاهيم متعدده شدند نه به تخالف تقابلى كه جهتهاى متخالف بخواهد ، در اين موقع گاهى انتزاع مفاهيم متعدده از يك شىء واجب مىگردد با اينكه ذات من جميع الجهات بسيط است و لكن چون كمال صرف و كمال محض وجود است ، انتزاع تمام مفاهيم كماليه از وجود صرف كه عين كمال صرف است لازم و واجب است ؛ زيرا تقابلِ جهت ظلمت و نور نمىشود ، بلكه منشأ همهء جهات نور الوجود است منتها به حيثيات متعدده . اين است كه چون ذات مقدس حق صرف الكمال و صرف الكمال نور الوجود است ، پس نور وجود تا هر كجا رفته كمالات رفته است ، تا آن آخرين نقطهاى كه نور وجود ترشح كرده قدرت ، علم ، اراده و ديگر كمالات هست . اين است كه در آيهء شريفه فرموده است : « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ